ورزش از منظر طب سنتی

ریاضت یا ورزش در طب سنتی ایران اهمیت فراوانی دارد. جناب ابن سینا در کتاب اوّل قانون، در بحث تدابیر مشترک، مهم‌ترین تدبیر در تندرستی را در درجه نخست، ورزش کردن و سپس تدبیر غذا و تدبیر خواب می‌داند و از این رو سخن خود را با تدبیر ورزش آغاز می‌کند:

« از آنجا كه اساس تندرستي به ترتيب اهميت بر ورزش، غذا و خواب قرار دارد؛ بهتر است اهم ر ا بر مهم ترجيح دهيم و موضوع ورزش را پيش كشيم و مي گوييم…»

تعریف ورزش از منظر طب سنتی

«ورزش حركتي است تابع اراده. در ورزش، تنفس، بلند و بزرگ و پي درپي مي آيد. هركس بتواند با شيوه صحيح و متناسب با اعتدال مزاج خود و در وقت و هنگام مناسب ورزش كند از چاره جويي(پيش گيري) و تداوي بيماري هاي مادي و بيماري هاي مزاجي كه در دنباله آن مي آيد، بي نياز مي گردد.»

انواع ورزش از نظر طب سنتی

ورزش در طب سنتی به سه دسته معتدل، مفرط و ضعیف تقسیم می‌شود.

میتوان ورزش معتدل را ورزشی دانست که نه زیاد و نه کم باشد، بلکه در حدی باشد که پوست گرم و سرخ شود، گفت: در ورزش بیش از حد، پوست بدن بیش از حد گرم و سرخ می‌شود و اگر بیش از حد باشد، ظاهر بدن زرد می‌شود و اگر باز هم افراط شود، لاغری در بدن ظاهر می‌شود و ترک این نوع ورزش بهتر است.

در ورزش ضعیف و کم، حرارت غیر محسوسی در بدن ظاهر می‌شود و این ورزش در حالتِ پُریِ بدن از اَخلاطِ بد، باعث ضرر رسیدن به بدن می‌شود؛ پس، هنگام ورزش باید بدن پاک و خالی از اخلاطِ بد باشد تا فرد از ورزش آسیب نبیند.

ورزش در طب سنتی بسیار اهمیت دارد و ابوعلی سینا در کتاب قانون، حفظ تندرستی را در درجه نخست در ورزش کردن، سپس در غذا خوردن و سپس در خواب مناسب دانسته است.

ورزش در طب سنتی به دو نوع عام و خاص تقسیم می‌شود که ورزش عام شامل تمام بدن و اعضاست و کل بدن از آن نفع می‌برد؛ مانند دویدن، کشتی‌گرفتن؛ ولی ورزش خاص آن است که یک عضو خاص از آن نفع ببرد.

باید زمانی ورزش کرد که غذا از معده عبور کرده باشد و هضم غذا کامل شده باشد، گفت: ورزش کردن در هنگام گرسنگی و بلافاصله بعد از غذا مضر است.

ورزش در زمستان باید وسط روز انجام شود؛ ولی به دلیل اینکه اکثر مردم در زمستان، وسط روز غذا می‌خورند، بهتر است در آخر روز ورزش کنند و اگر امکان نداشت، در اوّل روز یا شب در مکانی گرم ورزش کنند.

فواید ورزش از نظر طب سنتی

چون این بخش از کتاب قانون، ساده و روان است، ترجیح می دهم، توضیحات جناب ابن سینا را با اندکی تصرّف برایتان نقل کنم:

« همچنان كه خودت مي داني، ما مجبوريم غذا بخوريم و مي داني كه تندرستي ما با غذايي است كه مناسب مزاج ما مي باشد.  یعني غذايي كه در كيفيت و كميت، معتدل است. تمام قسمت هاي غذايي كه ما مي خوريم، بدون استثناء، كنش غذايي ندارد، بلكه در هر مرحله از مراحل هضم، بخشي از آن به صورت ماده زائد در مي آيد و طبيعت مي كوشد آن را از بدن دفع كند( از طریق مدفوع، ادرار، عرق و… )؛ ليكن بايد دانست كه طبيعت نمي تواند مواد دفعي را به كلّي از بدن براند و حتماً بعد از هر هضمي، مقداري از اين مواد زائد باقي مي ماند وقتي اين مقادير اندك، زياد شدند و جمع آمدند، مواد دفعي زياد مي شود و به تن زيان مي رساند.

مثلا اگر اين مواد دفعي كه باقي مانده و جمع شده است متعفّن شود؛ بيماري هاي عفوني به بار مي آرد. اگر حالات و كيفيت آن ها شدت يافت بد مزاجي روي مي دهد. اگر اين تجمع بيشتر شد، بيماري هاي امتلاء(پر شدن بدن از اخلاط فاسد)  به وجود مي آيد و اگر اين مواد زايد خود را به اندامي برسانند ورم حاصل مي شود. بخارهاي اين مواد باقي مانده، مزاج گوهر روح را تباه مي گردانند.

 به اين جهت چاره اي جز اين نيست كه آن ها را از بدن بيرون برانيم. بيرون راندن اين مواد به چند طريق صورت مي گيرد:

1-  اگر آن ها را به وسيله داروهاي سمي(داروهای قوی) از بدن دفع كنيم، خود داروي سمي نيروي غريزه را كاهش مي دهد و غريزه را خستگي مي بخشد.

2- اگر دفع آن ها با داروي غيرسمي(داروهای ملایم) ممكن باشد؛ باز بار سنگيني بر طبيعت است، همچنان كه بقراط فرموده است: “دارو صفا مي دهد و جفا مي بخشد”. گذشته از آن، دارو در عين حال كه مواد زائد را مي راند، خلط پسنديده و رطوبت هاي غريزي و رواني را كه گوهر زندگي است از آسيب خود مصون نمي دارد و مقداري از آن ها را نيز بيرون مي راند و بر اثر آن، نيروي اندام هاي اصلي و اندام هاي خدمتگزار كاهش مي يابد.

پس اين بليات و ساير بلاها از امتلاء روي مي آورند، زيرا مواد بندآورنده چه در جاي بمانند و چه تخليه گردند آفت دارند.

3- ليكن ورزش چيزي است كه ما را از استعمال دارو بي نياز مي سازد و بهترين بازدارنده حالت امتلاء است. اگر ورزش به صورت صحيح و چنان كه بايد و شايد انجام پذيرد، عوامل بيماري هاي امتلاء از بين مي رود.»

منبع: شیعه طب و صدا و سیما.

یک پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

چهار × 1 =